دو سال پیش در چنین روزی . . .

دو سال پیش در چنین روزی یعنی ١٧ خرداد ١٣٨٧ من اولین پست وبلاگم رو نوشتم. آشنایی من با وبلاگ نویسی خیلی اتفاقی شروع شد. یادمه با سرچ کردن درباره مالزی به وبلاگ شری جون رسیدم و از سادگی و زیبایی نوشته هاش خیلی خوشم اومد و همین باعث شد منم تصمیم بگیرم که یه وبلاگ داشته باشم.

امروز که در دومین سالگرد وبلاگ نویس شدنم می نویسم و نگاهی به گذشته میکنم میبینم حضورم در دنیای وبلاگ نویسی باعث شد تا من تجارب زیادی کسب کنم. من چیزهای زیادی درباره زندگی و آدمها یاد گرفتم. سرگذشت های زیادی رو خوندم و با دیدگاه ها و زندگی های زیادی آشنا شدم. این برای من خیلی ارزشمند هست و همچنان گرامی میدارم روزی رو که دریچه ایی به سوی دنیای پر رمز و راز وبلاگ نویسان گشودم.

اگر از احوال من و فسقل عزیزم جویا باشید باید بگم که خدا رو شکر هردو خوبیم. حالات قبلیم تا حدودی برطرف شدن ولی تنها مشکل اینه که همچنان نسبت به آشپزی و بوی غذاها آلرژی دارم! از دیدن رستوران و فست فود و ... بیزارم. حتی از آگهی های تلویزیون که درباره غذا باشه هم بدم میاد! در نتیجه ما همچنان آشپزیمون تعطیله و آقا رضا جورمان را میکشند!

شاد باشید و سلامت!

/ 30 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آفتاب ايراني

سلام. به شوشوت روز مرد رو از طرف من تبريك بگو. مواظب فسقل هم باش من آپم هديه روز همسري. منتظرتونم. بدو بدو بيا پيشم.

يه دوست

[گل]

باران

[کلافه] چرا نمی آپی دلم می خواهد از حال نی نی خبر دار شم[رویا]

خاله خانم

[نیشخند][چشمک]

پانتی

یالگرد وبلاگنویسیت مبارک لی لی جون[ماچ] ایشالله به زودی این وبلاگ تبدیل میشه به وبلاگ یه نی نی خوشگل و خوشششششششششمزه[قلب] خوشحالم که حالت بهتره و امیدوارم که بهتر از اینم بشی. ولی چه کاریه که بتونی آشپزی کنی؟ بیکاری؟ بزار آقای پدر هم یه کم زحمت بکشه تا قدر عافیتو بدونه خوب[شیطان] میبوسمت و امیدوارم تو و نی نی و بابای نی نی همیشه سالم شاددددد باشیدددددددد. راستی هفتهء چندمی الان؟[ماچ][قلب]

ایکس

سلام خوشحالم که خوبین پس حسابی داره خوش میگذره هاااا مامانی[زبان]

سراب زندگی

کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد، کاش می شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد، کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد، کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد... آپم [ماچ][گل]

باران

سلام لي لي جون چرا نمياي از خودت و ني ني ات بهمون خبري بدي[ماچ]