روز نوشت

پسرم روزهای بیست ویکمین ماه زندگیش را می گذراند. برای من همیشه این نکته جالب است که کودکم تا چه حد از دنیای اطرافش شناخت دارد و چقدر حرفهای ما را می فهمد و عکس العمل نشان می دهد. گاهی برای خودم هم شگفت آور است. مثلا امروز ظهر داشتم سفره ناهار را می چیدم و از توی یخچال چیزهایی برمی داشتم که ایلیا امد و چشمش به ظرف شیر افتاد و گفت شیر می خواهد. من هم مقداری شیر برایش داخل لیوان ریختم و رفت سر سفره نشست. پدرش داشت دستهایش را می شست. من دوغ هم توی سفره گذاشته بودم. ایلیا سرش با غذایش گرم بود و رضا به آهستگی از من پرسید دوغ برایش ریخته ایی یا شیر؟ و ایلیا زودتر از من جواب داد: شیر!

ایلیا می تواند در جواب سوالاتمان بله و نه بگوید و این یعنی منظورمان را به خوبی متوجه می شود. مثلا وقتی می پرسم فلان چیز را می خواهی یا دوست داری فلان جا بروی اگر جوابش مثبت باشد میگوید میخوام و اگر منفی باشد به راحتی می گوید نه! حتی گاهی با خواسته ما مخالفت هم می کند و اگر بخواهیم برخلاف میلش عمل کنیم عکس العملش حاکی از مخالفتش است.

دایره کلماتش بسیار وسیع شده و من از نوشتن آنها عقب مانده ام. خیلی راحت می تواند کلمات چند سیلابی و طولانی را تنها با یک بار شنیدن تشخیص دهد و به درستی تکرار کند.

شیطنت هایش هم شیرین است. از ابتدا علاقه چندانی به اسباب بازی نداشت و من خیلی زود متوجه شدم که آنهمه ماشین و وسایل رنگارنگ به کار نمی آید. مهمترین سرگرمیش ور رفتن به جارو برقی، سر هم کردن وسایل آشپزخانه و کار با ابزاری مثل پیچ گوشتی و آچار و چکش است.کلا دوست دارد کارهای بزرگترها رو تقلید کند. عاشق آب و آب بازی است و بعد از حمام کردن با مکافات می توانیم راضیش کنیم از حمام و آب بازی دل بکند.

این گوشه ای از کارهای پسر دلبندم در این ایام است.

امروز توی مطب فیزیوتراپی چیزی ذهنم را به شدت درگیر کرد. شاید درباره اش نوشتم.

/ 3 نظر / 11 بازدید
باران

سلام لی لی جان ممنون که به یادم بودی عزیزم خوشحالم که پسرت سرحال و خوشحاله و سالم هستش عزیزم زیاد به این مسائلی که توی اینترنت مینویسه توجه نکن. بچه ها خیلی باهم متفاوت هستند و همینطور رشدشون. یه بچه ای تو یه سن حرف میزنه، راه میره و ... یه بچه دیگه تو یه ماه دیگه از زندگیش! من و میثم هم خوب هستیم. خیلی مشغولم عزیزم [ماچ]

باران

سلام لی لی جان ممنون که به یادم بودی عزیزم خوشحالم که پسرت سرحال و خوشحاله و سالم هستش عزیزم زیاد به این مسائلی که توی اینترنت مینویسه توجه نکن. بچه ها خیلی باهم متفاوت هستند و همینطور رشدشون. یه بچه ای تو یه سن حرف میزنه، راه میره و ... یه بچه دیگه تو یه ماه دیگه از زندگیش! من و میثم هم خوب هستیم. خیلی مشغولم عزیزم [ماچ]

پانتی

لی لی جون گل پسریمون حسابی بزرگ و آقا شده پسسس... راستش آرتمیس هم فقط و فقط با آچار و پیچ گوشتی بازی میکنه. یعنی علاقه ای که به جعبه ابزار داره، وصف ناشدنیههههههههههه...هر روز تو خونهء ما دعواست سر جعبه ابزار حالا باز ایلیا پسره و یه توجیهی میشه برای این علاقه اش پیدا کرد! ولی آرتمیس چی؟؟؟؟ دریغ از یه دونه عروسک که توی این دست بچه ببینی! فقط آچار پیچ گوشتی[خنده]