پایان نامه 1

الان که دارم راجع به جریان پایان نامه ام مینویسم دیگه استرس و هیجانی ندارم. چون مدتیه که از روز دفاعم میگذره و استرس و نگرانیهام تموم شدن. هنوز هم گاهی شبها خواب میبینم که چند تا از واحدهام رو پاس نکردم و دیر سر جلسه امتحان رسیدم یا درس نخوندم و محل امتحان رو گم کردم و ناگهان از خواب میپرم و وقتی متوجه میشم تموم اینها فقط کابوس بودن نفس راحتی میکشم. من برای واحد پایان نامه ام خیلی دردسر کشیدم. پیدا کردن استاد راهنما بزرگترین مکافات بود. همه استادای خوب ظرفیت قبول دانشجو نداشتن و من به ناچار برای اینکه یه ترم اضافه بهم نخوره این واحد رو با دکتر ک استادی از یه دانشگاه دیگه گرفتم. طی سالها بهم ثابت شده که در زمینه درس و تحصیل شانس بسیار مزخرفی دارم و همیشه بدترین نصیبم میشه. از شانس من استاد راهنمام آدم بسیار پرمشغله و به همون اندازه بدقولی بود. بارها تلفنی باهاش قرار گذاشتم تا در مورد مراحل تحقیقم باهم صحبت کنیم و ازش کمک بگیرم ولی هربار یا نیومد یا دیر اومد و البته کمک چندانی هم بهم نکرد. من هم که هیچ تجربه ای در زمینه نوشتن پایان نامه نداشتم وضعیت وحشتناکی پیدا کرده بودم و بسیار مستاصل و گیج شده بودم. تنها راه باقیمونده مطالعه پایان نامه های دیگران بود که شاید با حداقل های روند نوشتن و تحقیق آشنا بشم. از زمان تصویب پروپوزال تا دفاع نزدیک یکسال طول کشید. بارها نوشتم و تجدید نظر کردم. شبانه روز فکرم درگیر بود و شدیدا احساس تنهایی میکردم. به این نتیجه رسیدم که نباید به امید استاد راهنما بشینم و باید بارم رو تنهایی به دوش بکشم. دوران وحشتناکی بود. بدترین قسمتش سردرگمی بود. اینکه نمیدونستم قدم بعدی چیه و باید چکار کنم. پروسه نوشتن پایان نامه حدودا 10 ماه طول کشد. روزی که تمومش کردم خیلی خوشحال بودم. بالاخره نتیجه چندین ماه زحمتم رو میدیدم. درست زمانیکه میخواستم برای بازبینی و رفع ایرادات اون رو پیش دکتر ک و استاد مشاورم ببرم، هردو به مسافرت خارج از کشور رفتند. خیلی سرخورده و ناراضی بودم. از اینکه هیچ کدوم کمکی بهم نکردن و درست در لحظه ای که باید میبودن نبودن! منتظر موندم. تقریبا 15 روزی طول کشید. دکتر ک خیلی از کارم تعریف کرد و بهم اطمینان داد که نمره خوبی میگیرم.دکتر ف (استاد مشاورم) هم یکسری ایرادات مربوط به سبک نگارش گرفت که برطرفشون کردم. حالا باید به دنبال کارهای مربوط به روز دفاع میبودم.باورم نمیشد که داشتم برای روز دفاع آماده میشدم. انگار که قرار بود همه سختیها به زودی تموم بشن و من از این مرحله هم عبور کنم. البته خبر نداشتم که هنوز چند خوان دیگه مونده و کاغذ بازی و قوانین مسخره همه جا دست و پاگیر و دیوانه کننده اند.

پ.ن. برای اینکه طولانی و خسته کننده نشه بقیه اش رو توی پست بعدی مینویسم.

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
می خواهم بنویسم

من هنوزم که هنوزه با اینکه سه ساله درسم تموم شده بعضی شبها خواب می بینم که به امتحان نرسیدم ، یا درس رو اشتباهی خوندم یا یک چیزی تو این مایه ها ... با اینکه همه سالهای تحصیل با علاقه درس خوندم و موفق هم بودم ... نمیدونم چرا ... اما کابوس خیلی بدیه ... تبریک می گم دفاع از پایان نامه ات رو ... موفقیت های بیشتر برات آرزو دارم ... [گل]

گلپر

عزیزم تبریک میگم . خسته نباشی .

مازیار ش

با سلام و احترام دوست گرامی و ارجمند سپاسگزارم از حضور گرم شما در بازدید از وبلاگم و از لطف و محبت تان در اظهار نظر هم بی نهایت ممنون. تبریک می گویم دفاع از پایان نامه تان و فارغ التحصیلی شما را و مطمئنم زحمات شما بی نتیجه برای خود و دیگران نخواهد بود. انشا’ا... مدارج و مراحل بالاتر علمی و معرفتی را بپیمائید و شاهد موفقیتهای بیش از پیش شما باشیم. و اما در مورد علی ابن ابی طالب (ع) فقط می توان نوشت: " حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت... " او کاملترین و بی نظیرترین انسان بر روی زمین در تمام دوران و اعصار بوده و هست و خواهد بود... تا جهان برپاست زنده و جاوید است نام و یاد و منش او... سلامت و شادکام و بهروز و سعادتمند باشید و برقرار و پیروز. ارادتمند...

پرنده خانوم

سلام دوست من خیلی ممنون که بهم سر زده بودید[گل] آخی چقدر زحمت کشیدین واسه پایان نامه خیلی قابل تحسین بود تلاشتون[دست] اونوقتش نتیجه چی شد؟نمره.تون؟ حتما که عالی بوده منم از مهر دوباره دانشجو میشم شاید سال بعد توی این شرایط باشم وااااااااای نههههههههههههههههههه [نیشخند]

پانتی

آخیییی خدا رو شکر که همهء روزای سخت تموم شدو الان فقط خاطراتش مونده. واقعا آدم وقتي براي كاري، خيلي زحمت ميكشه، خيلييي هم قدرشو ميدونه و براش عزيزه. ميدونم پايان نامه نوشتن چقدررر دردسر و زحمت داره. خودمم اين روزا رو گذروندم(آخه رشتهء كامپيوتر، در دورهء كارشناسي هم پايان نامه داره). اما استادم خيلييي مرد خوب و باسواد و متعهدي بود. از اين نظر مشكلي نداشتم اما موضوع كارم، چيزي بود كه تا حالا انجام نشده بود و اولين بار، من روي اين موضوع كار كردم.از اين نظر خيلييي سخت و پيچيده و مبهم بود ولي خوب بالاخره گذشت و واقعا استاد كمكم كرد[قلب] اما خدايي تو از لحاظ استاد، بدشانسي آوردي. ولي بازم خدا ر شكر كه همه چي به خير و خوشي گذشت[ماچ]

آنا

واقعا خسته نباشي.ميدونم توي انجام كار يا تحصيل بدترين چيز اينه كه راهت معلوم و واضح نباشه

رها

حسااااااااااااااابی خسته نباشی خانومی...[ماچ]

باران

لي لي غمگينم و خسته از خودم از سادگيم از حماقتم از فراموشيم و . . .

شهناز

خب خدا رو شکر که به سلامتی تمومش کردی! خسته نباشی.