سوالهای بی پاسخ همیشگی

داستان خیا.نت داستان تکراریه! اونقدر دور و برمون راجع بهش شنیدیم که دیگه از شنیدنش چشمامون از تعجب گرد!! نمیشه یا ساعتها فکرمون رو مشغول نمیکنه! البته این اصلا و ابدا اتفاق خوبی نیست و نشانه زوال اخلاقی جامعه ماست. قبلا راجع به این موضوع اینجا نوشته بودم ولی دیدن و خواندن وبلاگ های فراوونی که این روزها از این درد می نویسند باعث شد که بازهم بیام و بنویسم. باید فکری به حال این معضل اخلاقی کرد. به نظرم شنیدن و تاسف خوردن و از کنارش گذشتن دردی را درمان نمی کنه. بسیاری از خانواده ها امروزه در مرز فروپاشی هستند. نمی شه با سرپوش گذاشتن و کتمان کردن، چشم به روی آینده کودکان که بزرگترین قربانیان خیانت والدین هستند بست.

گاهی توی وبلاگستان با چند کلیک از یک وبلاگ به وبلاگهایی می رسی که خیلی پرمخاطب نیستند ولی محتواشون گاهی آدم را حسابی به فکر فرومی بره. جملاتی که من توی این وبلاگ بهشون برخوردم: "رابطه جن.سی برای زن هم به هورمونها و هم به احساسات بستگی داره. ولی برای مرد فقط هورمونها توش تاثیر دارن. برای همین بله شدنیه که من عاشق زنم باشم و زن دیگه ای رو . . . این کار عشقمو زیر سوال نمی بره بلکه اخلاق و شعورمو زیر سوال می بره".  و این هم نظرات مشعشعانه یک به اصطلاح آقا که انگار بهتر از خود خانمها زنهارو میشناسه:" احمقانه ترین تفکری که این روزها وجود {داره} تساوی حقوق زن و مرد و ادعای زنان بر اینکه اونها حق فلان و بهمان دارند و اومدن یه زن به زندگیشون یعنی خیانت و بزرگترین گناه نابخشوده عالم خیانته! با این طرز فکری که دارید خلقت خودتون و خالق خودتون رو زیر سوال می برید ولاغیر، تو همین توهمات خودتون غرق بشید و دست و پا بزنید..."

دوست دارم افکارم را اینجا سازمان دهی کنم و هرچه به نظرم می رسه در مورد نظرات این دو مرد بنویسم. نمی دونم چرا ناخودآگاه با خوندن جمله وبلاگ اولی به یاد اون جمله تحقیرآمیز درباره زنان می افتم که اونها را ناقص العقل!! می خواند! به نظر شما اینکه انسان افسار خودش را به دست هورمون هاش بسپاره و هرجا اونها زدن بالا او هم از خود بیخود بشه و تعهد را زیرپا بذاره و مغزش تحت امر هورمونهاش باشه نشانه سلامت عقل و جنس برتر بودنه یا اینکه یک انسان اول به قلبش رجوع کنه و احساس پاکی که بهش عشق میگن او را به سمت تعهد (حیا،عفت،انسانیت،وجدان یا هراسم دیگه ای که میشه روش گذاشت) ببره؟ کدومشون انسان سازه؟کدومشون ضامن بقای خانواده و جامعه هست؟ آیا اون زنی که کنار یک مرد بی وجدان و بی احساس سالها را می گذرونه و پیر میشه ولی تحت تاثیر هورمونهاش خیانت نمی کنه چون قلبش برای بچه هاش و آینده اونها می تپه همون ستون محکمی نیست که مانع فروریختن سقف زندگی و نابودی آینده کودکان معصومش شده؟

واما درمورد اظهارنظر دوم:اولا به نظر من نه این آقا و نه هیچ مرد دیگه ای نمیتونه راجع به روحیات و حقوق زنان نظر بده مگراینکه چندصباحی زن بشه و دنیای زنان رو از نزدیک تجربه کنه!اینکه مردان صرف وجود آیه ای در قرآن چند همسری را جزو حقوق خودشون می دونن قابل قبول نیست. خوبه که برن دوباره اون آیه را بخونن و نفی پروردگار را در انتهای اون  هم ببینن که به مردان میگه به شرط رعایت عدالت و بعد میگه شما نمی تونید عدالت را رعایت کنید یعنی نه! یعنی خداوند همون اول راه یه سنگ بزرگ جلو پای مردها گذاشته! کاش آقایون معنی عدل را هم میدونستن و می فهمیدن این عدالت باید در تک تک رفتارها و اعمال باشه یعنی حتی نباید یک نگاه اضافه تر  تاکید می کنم یک نگاه اضافه تربه یکی از همسرانت داشته باشی! سایر مسائل مربوط به روابط و امورات زندگی و مسائل مادی و حتی احساسات قلبی هم که جای خود داره. کی می تونه این شرط الهی را اجرا کنه؟ جالبیش اینجاست که شرع حقوق زیادی را به زنان داده اما این مدعیان حقوق مردها کلامی راجع به حقوق شرعی زنان در طول تاریخ صحبت نکرده و نمی کنن. مثلا همین مساله مهریه که به نظرمن تکلیفش باید قبل از عروسی مشخص بشه و مرد تمام و کمال اون رو پرداخت کنه و بعد همسرش را به خانه ببره که خوب حتما شنیدید که راحت با گفتن جمله "حالا کی داده کی گرفته"  حق مسلم زن را پایمال میکنن.یا مسئله انجام امورات منزل که جزو وظایف زن نیست ولی مردها سالهاست روی اون سرپوش گذاشتن و اون را ظالمانه جزو وظایف زن می دونن.یا بچه داری و شیردادن بچه که اونهم وظیفه زن نیست و باز این ما زنان هستیم که مظلوم واقع شده ایم و مردان چشمهایشان را بسته و تنها حق "مشروط" خودشون رو فریاد میزنن!

خیلی دلم میخواد بدونم اون آقایی که فرموده اند زنان با نپذیرفتن زن دیگه در زندگیشون خلقت خالقشون رو زیرسوال بردن از کجا به چنین نتیجه مهمی رسیدن؟ ایشون چقدر درباره حس مالکیت خانم ها نسبت به شوهرشون می دونه؟آیا تنها زنانی که خیانت دیده اند چنین حسی دارند یا همه همینطورن؟مسلما هیچ زنی دوست نداره شوهرش را با دیگری سهیم بشه.این حس حتی در زنان دومی که آگاه از وجود زن دیگه ای در زندگی یک مرد، وارد زندگی مشترک شدن هم وجود داره.پس این حس از اول خلقت با زن هست.آیا این با اون چیزی که این آقا گفته در تناقض نیست؟ اگر خدا از ابتدا مرد را برای چندهمسره بودن خلق کرده پس چرا در وجود زن چنین حسی قرار داده؟آیا تابحال دیده یا شنیده اید که مردان چند زنه خوشبخت باشند،زنانشان در رقابت و درگیری با یکدیگر نباشند و فرزندانشان دچار مشکلات عدیده نبوده و به چندزنه بودن پدرشان افتخار کنند؟!! کدامیک با حکمت خداوند در تضاد است؟ آقایون محترم! شرط برقراری عدالت نکته بسیار ظریفی هست که نشان دهنده حکمت خداوند بزرگ هست و خیلی ها آنرا درک نکرده و نمی کنند.

یه جایی کامنتی رو از خانمی به نام شادی خوندم که اونو با کمی جرح و تعدیل اینجا میارم:"مردی که هنوز زن دوم رو نگرفته چه تضمینی میتونه بده که بعدا عدالتو رعایت می کنه.اصلا ملاک رعایت عدالت چی هست و چه جوری میشه اندازه گیری کرد که رعایت شده یا نه؟ اگه بعداز مثلا یکسال معلوم شد که مرد عدالت را رعایت نمیکنه بعد باید چیکار کرد؟... زن هم یک انسانه احساس داره،عاشق میشه،دلش میشکنه،غرورش جریحه دار میشه و عزت نفسش پایمال میشه...".

به امید روزی که ما انسانها به یکدیگر به چشم "انسان" نگاه کنیم و دیگری را قربانی هوس ها و خودخواهیمان نکنیم!

/ 17 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاچی

صحت و سگم خاصی ندارد![نیشخند]

کاچی

عکسای سفرو گذاشتم- خاستید تشریف بیارید[نیشخند]

یک مرد!

جالبه این پست رو نخوندم و تو پست بعدی نظر گذاشتم براتون اگر چه همچنان بر نظر قبلیم تاکید میکنم ولی ین نکته رو بهتون میگم مادامی که ما جانبدارانه به سمت موضوع میریم راه به جایی نمیبریم و توهمات ما مارو به هر سمت که میخواد میکشونه ... همون اصلی که شما مهریه رو برای خودت حق مسلم میدونی و همون کسی که به شما یاد داده شما وظیفه نگهداری و شیر دادن بچه تو نداده همون اصل میگه شما بدون اذن شوهرتون حق انجام هیچ کاری حتی بیرون رفتن از منزل رو نداری و ... ببین تو مباحث اینچنینی نگاه احساسی و غیر منطقی زنانه همیشه بحث رو به بیراهه میکشونه و نمیذاره یه نگاه درست به قضیه بشه ... نظرات مشعشعانه من تو وبلاگم ناشی از بیان حقیقت مطلب بوده و لا غیر ... یا شما معنای واقعی تعابیری مثل حق و تکلیف رو نمیدونی یا میخوای مغلطه کنی ... یا بار و ارزش زندگی رو متوجه نمیشی یا میخوای بگی ازدواج مجدد یه مرد خیانته و اون خیانت بزرگ ترین گناه عالمه .... این تعابیر زاییده توهمات زنانه است و الا چیزی از حقیقت ماجرا کم نمیکنه بازم میگم، اين چيزي که خانم ها از حق داشتن حرف ميزنن اساسا حق نيست، و يه امتيازه که مرد بهشون ميده و چيزي که زن ها

یک مرد!

جالبه این پست رو نخوندم و تو پست بعدی نظر گذاشتم براتون اگر چه همچنان بر نظر قبلیم تاکید میکنم ولی ین نکته رو بهتون میگم مادامی که ما جانبدارانه به سمت موضوع میریم راه به جایی نمیبریم و توهمات ما مارو به هر سمت که میخواد میکشونه ... همون اصلی که شما مهریه رو برای خودت حق مسلم میدونی و همون کسی که به شما یاد داده شما وظیفه نگهداری و شیر دادن بچه تو نداده همون اصل میگه شما بدون اذن شوهرتون حق انجام هیچ کاری حتی بیرون رفتن از منزل رو نداری و ... ببین تو مباحث اینچنینی نگاه احساسی و غیر منطقی زنانه همیشه بحث رو به بیراهه میکشونه و نمیذاره یه نگاه درست به قضیه بشه ... نظرات مشعشعانه من تو وبلاگم ناشی از بیان حقیقت مطلب بوده و لا غیر ... یا شما معنای واقعی تعابیری مثل حق و تکلیف رو نمیدونی یا میخوای مغلطه کنی ... یا بار و ارزش زندگی رو متوجه نمیشی یا میخوای بگی ازدواج مجدد یه مرد خیانته و اون خیانت بزرگ ترین گناه عالمه .... این تعابیر زاییده توهمات زنانه است و الا چیزی از حقیقت ماجرا کم نمیکنه بازم میگم، اين چيزي که خانم ها از حق داشتن حرف ميزنن اساسا حق نيست، و يه امتيازه که مرد بهشون ميده و چيزي که زن ها

یک مرد!

نمیدونم چرا نظرم ناقص اومده ولی ممنون از جواب نسبتا معقولتون، که البته با متن نوشته هاتون کمي متفاوت بوده! بحث مربوط به گناه و خلاف شرع رابطه دو تا متاهل و از اين دست چيزي نيست که من بخوام حتي راجع بهش حرفي بزنم .... اظهر من الشمسه که با شما هم نظرم ولي اين که يه مردي با يه دختر يا يه زن دو تا اس ام اس دادن و زناي امروز اين رو ميکنن پيرهن عثمون و همين دليل طلاق و از بين رفتن يه زندگي ميشه منو ميسوزونه ... از اين ميسوزم که اين زن با تمام نفهميش به خاطره يه خبط مرد داره بزرگترين و ارزشمند ترين چيز در زندگيشو به باد فنا ميده و ... عموم مردها بعد از يه سياست و برخورد عاقلانه زنشون از رفتار گذشته شون پشيمون ميشن و بعد از اون مورد علاقه شون به زندگي بيشتر ميشه ... اين يه اصله ولي متاسفانه عموم زن ها با رفتارهاي بي خردانه مرد رو جري تر ميکنن و باعث تباهي ميشن ... با يه سياست و رفتار بخردانه ميتونن مديريت ش کنن ولي ... به هر حال بهتون پيشنهاد ميکنم هر وقت خواستين اينجوري نسبت به کسي توهين اميز مطلب بزنين قبلش بياين و تو وبلاگش نظرتون رو بدين و جوابش رو هم همون جا بذاريد البته اين يه پيشنهاد بود فقط!

محمد عباس آبادی

ببخشید اما شما ها هنوز نه فهمیدین دین چه گفته و نفهمیدید که چند همسری یه ناهنجار اجتماعیه و نه زن و مزد زا کامل شناختید ، فقط یه موضوع پیدا کردید که بحث کنید و اینهم خوبه ولی اول باید بدونید دین نه از زن گفته و نه از مرد بلکه اگه زوج صحبت کرده و زوجیت بین همه چی در دنیا که هر کسی با زوج خودش کامل میشه و به تنهایی هیچی نیست و اونایی که خودشون رو از این جدا میبینند اصلا آدم نیستند ، ما اصلا به دنبال کامل کردنه خودمون نیستیم چون فقط بدنبال برطرف کردن نیازهامون هستیم و کوچیکترین مشکلی که واسمون پیش میاد سریع میخوایم رفعش کنیم حالا از هر راه ممکن. خیانت یک مشکل روانی که انسانها با گول زدن خودشون شروعش میکنند و هر کمبودی میبینند در خودشون اون رو بهانه میکنند و با اولین کسی که اون کمبود رو رفع کنه قاطی میشند و حتی بعضی ها خود را نه تنها بی گناه حتی معصوم میدانند و رفع نیازشون هم رو عشق الهی میکنند و نمیدونند که مرتکب چه کار غیر اخلاقی و غیر انسانی و یا گناه برزگی میشند. ما اول باید خودمون رو بشناسیم و بعد بفهمیم که دین داره چی میگه و ما چی فکر میکنیم.

محمد عباس آبادی

ببخشید اما شما ها هنوز نه فهمیدین دین چه گفته و نفهمیدید که چند همسری یه ناهنجار اجتماعیه و نه زن و مزد زا کامل شناختید ، فقط یه موضوع پیدا کردید که بحث کنید و اینهم خوبه ولی اول باید بدونید دین نه از زن گفته و نه از مرد بلکه اگه زوج صحبت کرده و زوجیت بین همه چی در دنیا که هر کسی با زوج خودش کامل میشه و به تنهایی هیچی نیست و اونایی که خودشون رو از این جدا میبینند اصلا آدم نیستند ، ما اصلا به دنبال کامل کردنه خودمون نیستیم چون فقط بدنبال برطرف کردن نیازهامون هستیم و کوچیکترین مشکلی که واسمون پیش میاد سریع میخوایم رفعش کنیم حالا از هر راه ممکن. خیانت یک مشکل روانی که انسانها با گول زدن خودشون شروعش میکنند و هر کمبودی میبینند در خودشون اون رو بهانه میکنند و با اولین کسی که اون کمبود رو رفع کنه قاطی میشند و حتی بعضی ها خود را نه تنها بی گناه حتی معصوم میدانند و رفع نیازشون هم رو عشق الهی میکنند و نمیدونند که مرتکب چه کار غیر اخلاقی و غیر انسانی و یا گناه برزگی میشند. ما اول باید خودمون رو بشناسیم و بعد بفهمیم که دین داره چی میگه و ما چی فکر میکنیم.

محمد عباس آبادی

ببخشید اما شما ها هنوز نه فهمیدین دین چه گفته و نفهمیدید که چند همسری یه ناهنجار اجتماعیه و نه زن و مزد زا کامل شناختید ، فقط یه موضوع پیدا کردید که بحث کنید و اینهم خوبه ولی اول باید بدونید دین نه از زن گفته و نه از مرد بلکه اگه زوج صحبت کرده و زوجیت بین همه چی در دنیا که هر کسی با زوج خودش کامل میشه و به تنهایی هیچی نیست و اونایی که خودشون رو از این جدا میبینند اصلا آدم نیستند ، ما اصلا به دنبال کامل کردنه خودمون نیستیم چون فقط بدنبال برطرف کردن نیازهامون هستیم و کوچیکترین مشکلی که واسمون پیش میاد سریع میخوایم رفعش کنیم حالا از هر راه ممکن. خیانت یک مشکل روانی که انسانها با گول زدن خودشون شروعش میکنند و هر کمبودی میبینند در خودشون اون رو بهانه میکنند و با اولین کسی که اون کمبود رو رفع کنه قاطی میشند و حتی بعضی ها خود را نه تنها بی گناه حتی معصوم میدانند و رفع نیازشون هم رو عشق الهی میکنند و نمیدونند که مرتکب چه کار غیر اخلاقی و غیر انسانی و یا گناه برزگی میشند. ما اول باید خودمون رو بشناسیم و بعد بفهمیم که دین داره چی میگه و ما چی فکر میکنیم.

محمد عباس آبادی

اگه ما چه زن و چه مرد، خودمون و خدامون و دینمون رو میشناختیم و میدونستیم زندگی چیه و ارزش این فرصتی که دستمونه رو میفهمیدیم ، هیچوقت به هیچکس جز همسرمون نگاه نمیکردیم و واسه خوشبختی همدیگه از جونمون هم میگذشتیم اما خیلی ها این رو فهمیدند و زندگیشون رو مثله یک دژ درست کردند و اون کسایی که نفهمیدند به زندگی اونا حسرت میخورند ، حسادت میکنند. مشکل ما اجازه مرد و یا ظلم در حق زن نیست مشکل ما حرص ، طمع ، هوس ، ضعف و مشکلات روانی هست که این ناهنجاریها رو بوجود میارند نه اینکه دین حقی به جنسی بده و به جنس دیگه ای نده.

محمد عباس آبادی

لیلی جان من قصد نصیحت و یا نظر خلاف نظر شما رو نداشتم ، من فقط منظورم اینه که شرایط جامعه رو ما میسازیم یعنی انسانهای درون اون جامعه ، ما با آموزش و بالا بردن سطح علمی و کمک به درست شدن روابط لطمه خورده و یا شکسته خیلی مهم بین دوستان و آشنایان و ... میتونیم نسبت به یادآوری فرهنگ غنی خودمون که ربطی هم به دین نداره کمک کنیم و باعث بهبود شرایط نسلها بهتر از نسل قبل شیم و من با نظر شما موافقم. من از شرایط اجتماعم دور نیستم چون هر 15 روز چند روز ایرانم.