ایلیا نشسته و با مدادرنگی هاش روی کاغذ یه سری خطوط و اشکال من درآوردی میکشه و مرتب منو صدا میزنه و میگه مامان ببین..مامان ببین! منم هربار روی کاغذش نگاه میکنم و بهش جملات تحسین آمیز میگم. هوا این روزها خیلی گرم شده و ترجیح میدم توی خونه و زیر باد کولر بمونیم تا اینکه  بریم زیر آفتاب داغ. من میانه خوبی با گرما ندارم. کلا از هوای گرم بیزارم. اینروزها دلم بدجوری هوس مسافرت به یه جای خوش آب و هوا و باصفا کرده.

 دلم یک تغییر بزرگ و اساسی مثبت میخواد..البته درچهارچوب زندگیم و خیلی خیلی امیدوارم که بتونم عملیش کنم. به یاری خدا..

به نظرم بدترین چیز در زندگی از دست دادن امید و ایمانه. نا امیدی و بی اعتقادی به مرور زمان انسان را به پوچی میرسونه. انسان پوچ کجای زندگیش شور و نشاط و تحول خواهی هست؟ مادر بودن و احساس مسئولیت در قبال سرنوشت فرزند باعث میشه چراغ امید را در دل روشن نگاه داری و سربه آسمان منتظر رحمت پروردگار باشی.

دل هاتون پرامید

/ 4 نظر / 20 بازدید
aytak

منهم به آینده امیدوارم! و فکر کنم تمام کسانی که رفتند بیرون و خوشحالی کردند از جمله خودم به خاطر اومدن شخص آقای روحانی نبود! به خاطر احساس اهمیت داده شدن به نظرشون بود و اینکه از این فضا استفاده کردند تا خواسته های اولیه شون رو بگند! فکر کنم مردم تو این 8 سال خیلی حرفا داشتند بگن که شنیده نشد...امیدوارم روزای خوبی در انتظارمون باشه[گل]

دانشجو معلم

ممنون از حضور شما در وبم.منم وبلاگ شما را دوست دارم[لبخند][گل]

کاچی

من هم از گرما بدم میاد- چرا عکسه ایلیا خان رو نمی ذارید؟[قلب] ایشالا که اوضاع بهتر میشه

کاچی

زودی بزارین عسکشو!شما که تمبل تره منی[زبان]