زمستان است؟؟!

دیشب از بس گرمم بود بخاری اتاق را گذاشتم روی شمع! اونموقع تازه احساس کردم حس آزاردهنده ای که به خاطر گرمای هوا در وجودم داشتم فروکش کرد. دیگه کف پاهام داغ نبود و میتونستم بخوابم. ایلیا هم خیلی گرمایی هست و حتی بدتر از من! خودش اتوماتیک وار توی خواب پتو را از روش پس میزنه و شده بارها نیمه شب روشو انداختم و او پتو را کنار زده. وخلاصه که ما نفهمیدیم الان دقیقا چه موقعی از ساله؟! بهار در زمستونه یا زمستون در بهار؟ امروز به سرم زده بود بخار ی هارو جمع کنم! اصلا حس خوبی نیست وقتی تقویم بهمن ماه رو نشون بده ولی دریغ از یه چیکه بارون یا یه دونه برف. ایلیا اصلا تا حالا برف ندیده! دلمون خوش بود امسال با پسرمون میریم برف بازی! همه چی قاطی پاتی شده! هیچی سرجای خودش نیست! خدایا: هنوزم چشممون به آسمونه.می دونم فراموشمون نکردی.

/ 2 نظر / 15 بازدید
پریسا

اینقدر ذوق کردم که اومدی بهم سرزدی که نگو. بدو بیا که مطلب جدید گذاشتم.منتظرتم

خانم اردیبهشتی

سلام آره هوا بدجور گرم شده! من از این می ترسم که هوا بعد از یک دوره گرم شدن دوباره سرد بشه و شکوفه ها را سرما بزنه و دوباره اساسی قیمت هر چیزی سر به فلک بکشه!