وجدان!

رفتم پیش دکتر متخصص واسه نشون دادن جواب آزمایشم. تقریبا مطمئن بودم که هم کمخونی دارم و هم کمبود ویتامین..چون مدتیه خیلی احساس ضعف و بی حالی دارم و زود خسته میشم. آخر وقت بود و غیر از منشی کسی نبود. گفت پول ویزیت 18 تومن میشه. منم دوتا ده هزارتومنی بهش دادم. منتظر بقیه پولم بودم که گفت برید داخل. گفتم لابد بعد از ویزیت یادش میمونه که پولمو بده. رفتم تو و دکتره واسم توضیح داد که حدسم درسته! برام دارو نوشت. بعد دیدم ورق زد و یه صفحه جدید دفترچه ام را آورد. تعجب کردم که این که برام دارو نوشته یعنی میخواد بازم دارو بنویسه یا آزمایش جدید ؟! توی همین اثنا همسرم که همراه پسرم توی ماشین منتظرم نشسته بودند زنگ زد. منم یادم رفته بود گوشیم را بذارم روی ویبره سریع جواب دادم و قطع کردم. بعد هم از دکتره تشکر کردم و اومدم بیرون. نگاهی به منشیه کردم ببینم خودش قصد داره حرکتی بکنه! دیدم نشسته با لبخند ژوکوند روی لبش بهم نگاه میکنه. منم حاضرم کسی مثلا پیش خودش فکر کنه که چقدر گدا و ندید بدیدم که از دوهزارتومن هم نمی گذرم!!..ولی دلم نمیخواد کسی فکر کنه راحت میشه سرم رو گول مالید یا بی دست و پام! اینه که در کمال آرامش به منشیه گفتم:ببخشید خانوم! من بیست هزارتومن دادم! بیزحمت بقیه اش! خانومه هم با زحمت با.سن مبارک رو از روی صندلی تکون داد و رفت توی اتاق دکتره و بقیه پولمو آورد.  اینا چون آخر وقت بود حساب کتاب ویزیتای اونروز رو کرده بودن و پولها پیش دکتره بود ولی این دلیل نمیشد که نخواد بقیه پولمو بده! خلاصه ما رفتیم توی ماشینمون ولی من ته دلم نسبت به این دکتره و منشیش حس بدی داشتم. نمیخواستم قضاوت نابجا کنم تا اینکه یه دفعه اون صحنه ای که دکتره یه صفحه جدید دفترچه ام رو باز کرد اومد جلوی چشمم. زودی دفترچه ام رو از تو کیفم درآوردم و صفحه بعد از نسخه را نگاه کردم. بله!!! خانوم دکتر با وجدان و با شرافت قصه ما درست توی لحظه ای که من داشتم با گوشیم صحبت می کردم فرصت را مغتنم شمرده و سه برگ دفترچه منو جدا کرده بود و باقیمونده ته برگها آثار جرم ایشون رو نشون میداد!!

یه لحظه وارفتم! واقعا به این ایمان آوردم که تحصیلات و شغل اصلا واسه آدم شعور و شرافت نمیاره! مگه بیمه برای اون برگه اضافه چقدر به این خانوم دکتر مثلا متخصص میده که حاضره به خاطر چندرغاز خودش و همکارانش رو زیر سوال ببره؟ اونقدر از فکر کردن به کار زشت این دکتره حالم بد شد که تا خونه همش توی خودم بودم! واقعا نمی تونم درک کنم بعضی ها به خاطر پول چطوری میتونن وجدان و انسانیت و اخلاق و ...زیر پا بذارن؟!

/ 9 نظر / 15 بازدید
کاچی

اینجاست که میگه یا رب روا مدار گدا معتبر شود!! بعضی آدما عین چی هم داشته باشن باز دنباله اینن که یه قرون دو شاهی بیشتر دربیارن! خاک توسرش که اینهمه داره و باز چشش سیر نیست! ایضن اون منشیه!دو تومن چیه بخاد شخصیت خودشو زیر سوال ببره؟ اتفاقن خوب کاری کردید اگه نمیگفتین چیزی به منشیه من اینجا سکته میکردم از حرص![نیشخند]

خانم اردیبهشتی

سلام عجب دکتری! [تعجب] واقعا خجالت نکشید این کار را کرد؟ نگفت ممکنه سابقه اش خراب بشه؟! در مورد پست قبل راستش این ها همه اش یک مشت اراجیفه که به خاطر هورمون و ... کسی رابطه جنسی برقرار می کنه. تا جایی که من می دونم ترشح هورمون های جنسی در افزایش میل جنسی حیوانات اگرچه اثر داره در مورد انسان ها صادق نیست! کسی که این طرز تفکر داره لابد خودش را در حد همون حیوانات می دونه دیگه!

آنا

[ناراحت]نمیخوام توهین کنم.ولی دکتر با شرف دیگه کم پیدا میشه.واقعا تنت به ناز طبیبان......

مریم

ثبت نام فراخوان ویژه اموزشی _ اموزش اشپزی انلاین به صورت حرفه ای اموزش انواع دسر ژله پیش غذا amozesh111.blogfa.com

دریابیکران

سلام....زیبا می نویسی...

تاکاشی

باور کردنش هم سخته!!!!!!!!!!!![تعجب]

یک مرد!

تحصیلات و شغل اصلا واسه آدم شعور و شرافت نمیاره... واقعا همینه!

aytak

جدا کردن برگه های اضافی دفترچه بیمه ها برای دکترا عادی شده! من یه پزشک چشم داشتم که هر باز شاید 4-5 برگ میکند... دیگه نرفتم پیشش..میفهمم چی میگی[ناراحت]