بیست و شش سالگی

امروز با بیست و پنج سالگیم خداحافظی میکنم و میگم: سلام بیست و شش سالگی عزیز!

نمی دونم شما هم همین طوری هستید یا نه. ولی من روز تولدم حس خاصی ندارم. راستی آدم از اینکه سنش میره بالاتر و یک قدم از جوونی دور میشه و به پیری نزدیک باید خوشحال باشه یا ناراحت؟؟؟؟

به هر حال زندگی باید کرد. منم سعی میکنم اونچه رو که میخوام از زندگی به دست بیارم.

ایام به کام.

/ 14 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پروین مامان کیاراد

تولدت مبارک باشه عزیزم. از خیلی وقت پیش یادم بود بیام بهت تبریک تولد بگم. خانوم خانومای پاییزی ما.بوس

باران

ســــــــــلام لي لي جوووون تولدت مبارك [هورا][هورا][هورا] راستش منهم تا امسال حس خاصي نداشتم ولي امسال تولد 30 سالگيم يه مقدار ناراحت بودم[ماچ]

آنا

تولدت مبارک عزیزم[قلب]

دلا

رو سگف این اتاگت یه عالمه ستاله میخوایم تفلدت لو جشن بگیلیم دوباله فشفشه های لوشن بادگنگای لنگی همگی با هم میخونیم اخه تو چگده گشنگی به سبک چرا تولدت رو تبریک گفتم[گل][ماچ]

دلا

من از یک ماه مونده به تولدم همیشه روز شماری میکنم و هفته ی اخر لحظه شماری توی اون روز هم هیچ حسی جز شعف توی وجودم نیست... ولی نمیدونم این حس تا کی دووم میاره ....

مازیار ش

دوست گرامی و ارجمند و فرزانه با سلام و احترام و درود فراوان یلدای ایرانی و زیبایتان را به شما تهنیت و شادباش می گویم, در کنار خانواده محترم شب خوش و بیادماندنی داشته باشید و آرزوهایتان قرین کامیابی و دل تان همنشین آسودگی و شب تان قشنگ. راستی ببخشید که دیر هنگام شد, بدلیل مشغله های کاری فراموش کردم که: تولدتان را تبریک بگویم. تولدتان را تبریک می گویم و آرزومندم انشا’ا... صد ساله شوید و با شادی در کنار همسر مهربانتان زندگی سعادتمند و شاد و خوشی را داشته باشید. ضمنا امیدوارم یاد درگذشتگان را گرامی و خاطره ی آنها را ارج بنهیم و آرزومندیم آنانی که در کنار ما در این شب رویایی و عاشقانه نیستند, قرین رحمت و مغفرت الهی باشند و در جوار حق تعالی آمرزیده و آرام آرمیده باشند و از نظاره ی شادی عزیزانشان شاد باشند. ارادتمند...

زی زی

[دست] من دیر اومدم اما عسیسم تولددددددت مباااااااااارک غصه قصه سنو نخور بیخیال لحظه الانو عشق است تولودو این برنامه ها دل خوش کنکه آدماست وگرنه سن یک عدده یک عدد[بغل][بغل][بغل]

کوروش

salam dooste khoobam, tavalodet mobarak, inshala hamishe delet khosh o labet khandoon bashe adadhaye sen harchi balatar mire adama pokhte tar o porbartar mishan va az in babat bayad khoshhal bood[لبخند][گل] to emrooz az 20 saleha, az 17 saleha chizi bartar dari ke oonha nadaran, to ham 17 sale boodi o ham 20 sale o ham 26 sale, ama oonha na

مهراوه

یک سال است که تقریبا هر شب پسرم با قصه های عمه مریم به خواب می رود. صدای عمه مریم گرم و مادرانه است، آن قدر قصه هایش را شیرین و با احساس تعریف می کند که هر کدام از قصه هایش را من و دخترم و پسرم هر کدام چندین بار و چندین بار شنیده ایم و باز هم برایمان دل پذیر و سرگرم کننده است.

زهرا

عالي بود سر بزن ونظر بده