متی ترانا و نراک...........؟؟

دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور

گلبانگ زد که چشم بد از روی گل بدور

ای گل به شکر آنکه تویی پادشاه حسن

با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور

از دست غیبت تو شکایت نمی کنم

تا نیست غیبتی نبود لذت حضور

گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شاد

ما را غم نگار بود مایه سرور

زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار

ما را شرابخانه قصورست و حور یار

می خور ببانگ چنگ و مخور غصه ور کسی

گوید ترا که باده مخور گو هوالغفور

حافظ شکایت از غم هجران چه میکنی

در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور

/ 20 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنا

مبارک قالب جدید وبلاگت عزیزم.شعر ای هم که نوشتی خیلی بهم چسبید[گل]

یادت رفت...

سلام گلم ممنون عزیزم عید شما هم مبارک [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مرمر خانوم

حافظ شکایت از غم هجران چه میکنی در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور اين تيكش خيلي به دلم نشست..اره واقعا درسته..البته اگه صبري هم وجود داشته باشه قشنگ تر ميشه..[قلب][ماچ]

آنا

خوب اصفهانیم دیگه.همه جا باید یهجوری خودمونو نشون بدیم[نیشخند].خوندل[نیشخند][نیشخند]

ملیحه

سلام لی لی جون منم اهل پاییزم توی پاییز عاشق شدم و امیدوارم توی پاییز ازدواج کنم ... وجه مشترک داشتیم نه ؟؟؟؟؟؟؟؟

ملیحه

خوشحالم از اینکه مهمون خونه ات شدم عزیزم

ملیحه

با لینکیدن موافقی ...؟ البته من با کمی فوضولی کل پستهاتو سعی کردم بخونم .... فوضولم نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[نیشخند]

مزرعه ای در امتداد گورستان

کاری نکردم که.امیدوارم موفق باشی.راستی: شاعری را دیدم که می گفت : پاییز بهاری است که عاشق شده...!!! پس اگر زیباست عشق... دلتان پاییزی...