روابط در دنیای مجازی

چهارسال از زمانیکه وبلاگ نویسی را شروع کردم می گذرد. از 18 خرداد وارد پنجمین سال وبلاگ نویسی ام شده ام. وبلاگ نویسی مرا با دنیای جدیدی آشنا کرد. در این دنیای متفاوت من چیزهای زیادی تجربه کردم. این فضا هم نکات مثبت دارد و هم منفی. آدمهای زیادی در این دنیا حضور دارند. آدمهایی که ممکن است تا آخر عمر هیچ وقت با آنها در دنیای واقعی روبرو نشوی و تنها مسیر شناختت از آنها حرفهای خودشان است. تو هیچ وقت نمی توانی قضاوت درستی درباره کسی که نوشته هایش را می خوانی داشته باشی. ممکن است آنچه تو می خوانی صد و هشتاد درجه با زندگی واقعی آن شخص فرق داشته باشد. ممکن است او خیالاتش را به اسم واقعیت به خورد خواننده هایش بدهد. مقصودم اینست که در این دنیایی که آدمها همدیگر را نمی بینند و هرکسی می تواند با هر اسم و هویتی وارد آن بشود و هرچه می خواهد درباره خودش و زندگیش بنویسد هیچ تضمینی برای دروغ نشنیدن و نخواندن وجود ندارد. وبلاگ نویسی یا حضور در دنیای مجازی و اینترنت به خودی خود عیبی ندارد، مشکل از آنجا شروع می شود که برخی آنرا زیادی جدی می گیرند و به آدمهای ندیده اعتماد می کنند. معمولا افرادی که در دنیای واقعی برای دوستیابی و روابط عاطفیشان مشکل دارند و نمی توانند ارتباطات خوبی با دنیای اطراف برقرار کنند در این فضا بیشتر جذب ندیده ها می شوند. بارها وبلاگ هایی را دیده اید که نویسنده آنها روابط عاطفی عجیبی با خوانندگان هرگز ندیده اش برقرار کرده و یا خوانندگانی که به شدت جذب نویسنده یک وبلاگ شده اند. من طی این چهارسال وبلاگ نویسی به این نتیجه رسیده ام که این فضا تنها می تواند بخش کوچکی از زندگی ما را متعلق به خود کند و نباید خیلی آنرا جدی گرفت.

سال 87 که شروع کردم تب وبلاگ نویسی خیلی بالا بود. هر روز وبلاگهای جدیدی ساخته می شد. بازدید از وبلاگ ها خیلی زیاد بود و مثل الان اینقدر فضای وبلاگستان سوت و کور نبود. خیلی از آن وبلاگها الان متروکه رها شده اند. وبلاگ هایی که زمانی خواننده آنها بودم ولی الان سالهاست که دیگر مطلبی در آنها نوشته نشده. یا خیلی وبلاگهایی که بعد از مدتی نویسندگانشان آنها را حذف کردند و هر بار یکی از آنها را باز کردم به ناگهان با صفحه خالی روبرو شدم. بوده اند وبلاگهایی که از نوشته هایشان خوشم آمده و آنها را لینک کرده ام و برخی نیز لطف کرده و مرا به لیست دوستانشان اضافه کرده اند ولی پس از مدتی شاید به دلیل اینکه فقط آنها را خوانده ام و نظری برایشان نگذاشته ام! لینکم را حذف کرده اند ولی من همچنان لینکشان را دارم و میخوانمشان. و خوانندگان عزیزی دارم که هرچند اندکند ولی سالهاست با من هستند و حضورشان را درک می کنم و از مهر و وفاداریشان سپاسگزارم.

/ 4 نظر / 16 بازدید
تفکر آزاد

این هم برای خزان دوست و خزان زا و خزان تولد و خزان همیار. ... خزان .. زردی یه برگ ِ خزان، فرش گشت، روی زمین هم دیدنی است بوی باران، نم ز ِ برگ های خزان، بوئیدنی است خش خش ِ برگ های خشک، روی زمین، راه رفتنی است برگ ها سرخ، قهوه ای، زرد از درخت ِ نیمه لخت، یاد ماندنی است .. سوز

عارف

سلام.وبلاگ زیبایی دارید.