132

هروقت قصد می کنم مطلب جدیدی توی وبلاگم بنویسم یا کاری برام پیش میاد یا حوصله و وقت ندارم یا اینکه ایلیا می آد سروقت کیبورد و اصلا من رو خلع سلاح می کنه و از بازی کردن با دکمه هاش کلی ذوق می کنه! این میشه که من نمی رسم زودتر از یک ماه !!! وبلاگم رو آپ کنم!

پسرم هر روز بزرگتر و خواستنی تر میشه. درسته که از وقتی راه افتاده هیچ جا از دستش در امان نیست ... خونه رو به هم میریزه کاغذ و کتاب از دستش در امان نیست حتی موقع غذا خوردن هم راحتمون نمی گذاره و میخواد همه چی رو امتحان کنه! وقتی توی آشپزخونه مشغولم میاد و همه کابینت های پایین رو وارسی میکنه. وسایلشون رو بیرون میریزه و بعد که خوب باهاشون بازی کرد میره سراغ یه جای دیگه و من میمونم و آشپزخونه به هم ریخته. درسته که کارم چند برابر میشه و بچه داری کلی از وقتم رو می گیره ولی بودن ایلیا به همه اون سختی هاش می ارزه. شیرین زبونی هاش و شیرین کاری هاش با هیچ چیزی توی دنیا قابل قیاس نیست.

دایره کلمات ایلیا:

ماما:مامان

یچ: یک

دو: دو

بَه بَه: غذا

دَدَ: بیرون

خِس: خرس

بابا: بابا

اَس: اَسب

مِه مِه : خودتون می تونید حدس بزنید!

دا: دارت

توپ : توپ

چا: چای

اَ: اَلو (تلفن)

دو تا رو هم خیلی قشنگ میگه. یعنی ما ازش می پرسیم چند تا؟ و ایلیا با اشتیاق تمام میگه دو تا! حرف ت را با شدت و به صورت مشدد میگه. خلاصه که اینست روزگذار ما در کنار فرزند دلبندمان.

/ 4 نظر / 11 بازدید
مهدی

آخیییییییییییییی[لبخند] چه باحال بلایی شده واسه خودشا[زبان] خدا حفظش کنه.حیف شد من عکسشو ندیدم[افسوس]

پانتی

خوش باشید همیشهههههه...واقعا شیرین زبونیاشون آدمو دیوونه میکنهههههههههه[بغل][قلب]

پروین مامان کیاراد

الهی من قربون اون "یچ" گفتن اش...........[بغل][ماچ]