رسوم و باورها

توی نت دنبال مطالبی در مورد تزیین سفره عقد می گشتم (برای امر خیر!) که به نوشته هایی در مورد آداب و رسوم مردم ایران از گذشته برخوردم. برای خودم خیلی جالب بود. حقیقتش بسیاری از اونها را در رفتار و طرز زندگی مادربزرگ خدابیامرزم دیده بودم و با خواندن هرکدام ناخودآگاه به یاد او می افتادم، ما همیشه اینها را به دید خرافات!! نگاه می کردیم و جدی نمی گرفتیم. راستش برایمان معقولانه نبود که مثلا گره داشتن لباس عروس و داماد یا بسته بودن دکمه های لباسشان موقع خواندن خطبه عقد باعث ایجاد گره و مشکل در زندگیشان در آینده خواهد شد! بیشتر برایمان خرافات بود تا حقیقت...  . امروزه اما، هنوز خیلی ها بر این باورها هستند و به آن عمل می کنند. داشتم به این فکر می کردم که چگونه می شود یک رسم تبدیل به باور می شود. تصورم اینست که شاید در گذشته افراد در هر عمل و رفتاری به دنبال پیدا کردن تاثیر آن بوده اند. یعنی از نظر آنها هیچ حرکت و رفتاری بدون تاثیر نبوده. به هر رفتاری تاثیری نسبت می دادند_شاید واقعا تاثیر هم داشته، کسی چه می داند!_ و بعد براساس مثبت یا منفی بودن اثر عمل از آن دوری می کردند یا انجامش می دادند.  مثلا خود من بر اثر تلقینات از کودکی تا کنون به عطسه کردن معتقد شده ام. با این اعتقاد که عطسه به معنای صبر است! مثلا اگر بخواهم از خانه خارج شوم و ناگهان عطسه کنم برایم به این معنی است که کمی صبر کنم. گاها با این صبر چیزهایی را که فراموش کرده ام با خودم بردارم به یادم می آیند!

به این فکر می کردم که این ذهن ماست که رسوم را به باور تبدیل می کند. ذهن قدرت عجیبی دارد. صاحب انرژی است. زمانی که ما رسمی را می پذیریم درواقع داریم انرژی ذهن را به آن منتقل می کنیم. براساس تاثیر مثبت یا منفی آن رسم، این انرژی می تواند مثبت یا منفی باشد.پس انرژی می تواند تاثیرگذار باشد، چون آن مقوله دیگر برای ما تبدیل به باور شده است. این اتفاق فقط در زمینه آداب و رسوم صدق نمی کند، هر فکر و رفتار ما می تواند دارای انرژی باشد. مثلا وقتی به خود قبولانده ایم که آدم بدشانسی هستیم، و آنرا به عنوان باور پذیرفته ایم؛ این باور از ذهن ما انرژی دریافت کرده و خواهی نخواهی روی زندگی ما تاثیر می گذارد. اعتقاد قدیمی ها به اینکه نباید فال بد زد هم شاید ریشه در همین مساله داشته باشد. کلمات هم دارای بار منفی و مثبت هستند و تاثیرگذارند. اما تصور من اینست که باورها تاثیر عمیق تری دارند. تاکید بر مثبت اندیشی و دور کردن افکار ناامید کننده گواهی بر این ادعاست.

قدیمی ها شاید شادتر از ما بوده اند. آنها با همین نسبت دادن افکار به اعمال و رفتار درواقع ذهن خود را از انرژی های منفی تخلیه کرده و بار انرژی ها را روی اعمال و رفتار مختلف قرار می دادند و با دوری کردن از اعمالی که آنرا بد و بدشگون می دانسته اند در واقع مسیری برای فوران انرژی های مثبت می گشودند. البته ممکن است برخی از این رسوم منشا خرافی داشته و از سر ناآگاهی باشد _منظورم رسومی هست که امروزه از نظر علمی رد شده اند_ اما بسیاری از رسوم پذیرفته شده  هنوز در نقاط روستایی و شهرهای سنتی ایران رواج داشته و اجرا می شوند. این نشانه باورپذیر بودن آن عمل دربین مردم است. نسبت دادن تاثیر مثبت یا منفی به یک عمل و رها سازی ذهن از افکار مثبت و منفی و انتقال بار افکار بر روی اعمال به نوعی می تواند به منزله یک روش برای شاد زیستن باشد و از منظر روانشناسی قابل بحث هست.

ممکن است این سوال پیش بیاید که درصورتیکه افراد دارای این اعتقادات سهوا برخلاف رسم عمل می کردند و مثلا بر سر سفره عقد کاری را که از نظر آنها بدشگون بوده انجام می دادند آنوقت چه؟ آیا افسرده شده و  ناامیدانه منتظر آثار آن عمل می نشستند؟

پاسخ این سوال را دقیقا نمی دانم چون در این زمینه مطالعه زیادی نداشته ام، ولی آنچه از مادربزرگ خویش به یاد دارم اینست که او همیشه برای تاثیر این نیروها حد و مرزی قائل بود. یعنی معتقد به اثر بی چون و چرای هر رسم یا عمل نبود. این ناشی از اعتقاد او به قدرت مطلق و مافوق همه نیروها و اثرها بود. اعتقاد راسخ قدیمی ترها به خداوند و اینکه معتقد بودند همه نیروها تحت قدرت و نیروی او عمل می کنند و باید بر خدا توکل کرد در این موارد کارساز و کارگشا می بود. آنها با نیکی کردن به دیگران و انجام کارهای خیر (کسب رضایت خداوند) درصدد دفع شر و بدی از خود برمی آمدند.

در دولینک زیر می توانید با گوشه ای از این آداب و باورها آشنا شوید:

اینجا (من اهل این شهر نیستم ولی بین آداب آنجا و اعتقادات مادربزرگ تشابه زیادی هست.)

و اینجا (البته لینکش فی لتر هست و باید با فی لتر شک ن ببینید.)

/ 3 نظر / 27 بازدید
aytak

جالبه....منم معتقدم این آداب و رسوم برای کسی که باورش داره تاثیرگذاره و دلیلشم همون قدرت ذهن انسانه..... کسایی که پر از انرژی منفی هستند نشست و برخاست با اونا رو فکر و ذهن آدم تاثیرگذاره... جالبه من بعضی دوستام با اینکه خیلی تحصیل کرده هستند ولی مثلا به این رسم تخم مرغ شکستن اعتقاد دارن و واقعا باورش دارن...به نظرم وقتی باور داشته باشی اثرش رو میبینی ولی این اثر رو خودت ایجاد کردی

نگین

سلام بلاگتون رو دیدم مطالب خوبی داشت ازش استفاده کردم اگه دوست داشتید از وب سایت ما هم دیدن کنید مطالبش راجع ساختمان هوشمند هستش مثل بیاری گیاهان و تغذیه حیوانات خانه هوشمند دسترسي و كنترل از راه دور خانه هوشمند سیستم های صوتی و تصویری خانه هوشمند کنترل روشنایی خانه هوشمند و .. اگه از مطالب وب سایت ما خوشتون اومد لطفا مارو لینک کنید ممنون که به من سر میزنید http://mehestan.org

کلبه مهر

وبلاگ خوبی دارین. به وبلاگ منم سر بزنین.[گل][گل][گل]