مثل زندگی من

از اهالی پاییز

خب همونطور که از عنوان پیداست این پست درباره فوتباله. این پست رو می نویسم تا برای همیشه ثبت بشه. دیشب شب فراموش نشدنی برای مردم شهر و استان اصفهان بود. شبی که اصفهان غرق در نور و شادی بود. شبی که سپاهان بزرگ برای سومین سال پیاپی و چهارمین مرتبه قهرمان لیگ برتر فوتبال ایران شد. دیشب زاینده رود شاهد شادی و پایکوبی مردمی بود که به عشق تیمشون سر از پا نمی شناختند و فریاد هلهله و شادیشون به آسمان بلند بود. دیشب اصفهان به رنگ طلا بود!

جا داره به همه طرفداران سپاهان و همه اصفهانی ها تبریک بگم. ما واقعا به سپاهان بزرگ افتخار می کنیم و از همه بازیکنان و مدیران این تیم ممنونیم که شادی و غرور را به ما هدیه دادند.

من همیشه از زمانی که یادم میاد دوستدار فوتبال بودم. قدیمی ترین خاطرات من از فوتبال مال زمانی هست که دوم راهنمایی بودم و فکر میکنم سال 1375 و بازی های جام ملتهای آسیا بود. اونموقع همه یا پرسپولیسی بودن یا استقلالی و بالطبع من هم به تابع شرایط طرفدار پرسپولیس بودم. تا اوایل دهه هشتاد که سپاهان خودی نشون داد و مدعی شد و فراتر از یک مدعی معمولی تا فینال جام باشگاههای آسیا پیش رفت. وقتی دیدم شهرم که بسیار دوستش دارم تیمی داره که تا دقیقه نود به معنی واقعی فوتبال بازی می کنه و با بازی های کسل کننده آدم رو دق نمی ده! تیمی که تا لحظه آخر هم بوی گل می ده و میشه روی حرفه ای گریش حساب کرد. تیمی که مدیریت قوی و ساختار بی نظیر داره و هیچ تیم دیگه ای توی ایران به گرد پاش نمی رسه، طرفدار سپاهان شدم و از تیم شهرم حمایت کردم مثل هزاران اصفهانی دیگه که به شهرشون تعصب دارن. امسال خیلی ها خواستند سپاهان قهرمان نشه ولی به لطف خدا و همت همه مدیران و مسئولین خواب بعضی ها کابوس شد!

شهر من آباد و زیباست. مردمش همه چیز دارند و برای آبادانیش تلاش می کنند. اصفهان توی ایران از خیلی جهات حرف اول رو میزنه. من اگه بخوام از هنرمندان، چهره های علمی، ورزشی و نظامی اش نام ببرم قطعا نمی تونم یه گوشه از این همه افتخار رو بیان کنم. در وطن پرستی سرآمد همه شهرهای ایرانه و بیشترین شهید رو در راه میهن، مردم اصفهان تقدیم کردن. در ورزش هم که الان قطب و پایتخت فوتبال ایرانه. در سایر ورزشها هم قهرمان زیاد داره. مثلا اولین مدال طلای زنان در بازیهای آسیایی رو یک اصفهانی به دست آورد.

همین اصغر فرهادی که اولین اسکار رو در تاریخ ایران به دست آورد اهل خمینی شهر اصفهانه. استاد فرشچیان،استاد جلال الدین همایی،شیخ بهایی،استاد حسن کسایی،استاد جلیل شهناز،استاد علی تجویدی،الهی قمشه ایی،جلال الدین تاج اصفهانی،سهراب سپهری،علیرضا افتخاری،محمد اصفهانی،محمدعلی جمالزاده،رضا ارحام صدر،کیومرث پوراحمد،میرداماد،صائب تبریزی،عاشق اصفهانی و . . . بسیار مشاهیر اهل علم و ادب و هنر که این تنها مشتی نمونه خروار بود.

من به شهرم و به مردم سخت کوش و توانای اون افتخار میکنم و آرزو می کنم که اصفهان هر روز آبادتر و زنده رودش سرشارتر و زنده تر از روز قبل باشه.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢۳ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ توسط lili نظرات () |

امسال هدفهای مهم و سرنوشت سازی دارم، امیدوارم سال خوبی برای همه ما باشه. 

روزگار می گذرانیم در کنار پسرک دلبندمان که بسی مایه سرور روح و قوت قلبمان است.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٠ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ توسط lili نظرات () |

بهار دل انگیز با خود طراوت و زندگی را به همراه آورده. گوشه گوشه شهر من زندگی و سرزندگی موج میزنه. مردم از گوشه کنار کشور به اینجا اومدن و از بودن در نصف جهان لذت می برن. چقدر این شهر رو دوست دارم. واقعا حس بودن در اینجا و قدم زدن در خیابانهای  زیبای شهر و بودن در کنار زاینده رود چقدر فوق العاده است و با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. شهر من همیشه پابرجا و آباد باشی.

بی بی قصه های مجید هم رفت. روحش شاد باشه... اما چقدر دلم برای دیدن دوباره بازی های بی پیرایه اش تنگ شده. حتما سرمزارش میروم.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۸ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط lili نظرات () |

خب طبق معمول همیشه آخرین روزهای سال به جمع بندی و مرور روزهای گذشته میگذره. من هم در کل سال خوبی رو پشت سر گذاشتم و به دوتا هدف بزرگی که از ابتدای امسال برای خودم مقرر کرده بودم خدا رو شکر رسیدم. اولیش گرفتن گواهینامه بود که تابستون عملیش کردم. سال 88 برای گرفتن گواهینامه ثبت نام کردم و همه کلاسها رو هم رفتم ولی به خاطر خاطره تصادف چندین سال گذشته احساس می کردم اعتماد به نفس نشستن پشت فرمون رو ندارم و به همین خاطر دنبالش رو نگرفتم. اما امسال عزمم رو جزم کردم و بر ترسم غلبه کردم و بالاخره راننده شدم!

دومین هدف بزرگم کاهش وزنم بود که از مهر اقدام کردم و زیر نظر پزشک درصد زیادی از اضافه وزنم رو کم کردم و الان تقریبا به اون چیزی که می خواستم رسیدم و با اعتماد به نفس خوب به استقبال بهار میروم.

خدا رو شکر میکنم و آرزو می کنم سال 91 سال خوبی برای هممون باشه. سال پر از برکت و نعمت- سال بدون جنگ- سال صلح و دوستی و مهربانی-سالی که دلها پر از شادی باشه و سلامتی قرین زندگی همه. 

از خدا می خوام که به انسانها همنوع دوستی- انسانیت و عشق عطا کنه.

ما هم در کنار پسرک دلبندمان نوروز را میزبانی میکنیم و برای خانواده مان سفره ای پر از  سلامتی - شادی - عشق - صفا- همدلی  و برکت آرزو می کنیم _آمین.

نوروزتان پیروز و سال 91 بر همگی مبارک. 

درخواست همیاری/چراغ عمر این کودک دزفولی رو به خاموشی است.(کلیک)

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ توسط lili نظرات () |

1. این روزها دارم سعی میکنم معنی "قسمت" رو بفهمم. بفهمم که چرا یه جوون که تا دیروز سالم و سرحال کار و زندگی می کرده یه روز صبح با تهوع شدید به بیمارستان مراجعه میکنه و بعد کلی آزمایش متوجه میشه سرطان داره! اونم توی 28 سالگی با کلی نقشه و آرزو. سعی میکنم بفهمم که چرا بعد از دو سال جنگیدن با سرطان با یه روحیه قوی- بعد اینکه پیوند مغز استخوانش جواب میده- بعد از اینکه سرپا میشه و وزن می گیره و همه خوشحالن یه روز صبح ناگهان حالش خراب میشه و میره تو کما و بعد چند روز برای همیشه از این دنیای پر از چراهای بی جواب میره. روحش شاد.

2. دل و دماغ عید و سال نو را که نداریم ولی به رسم هرساله واسه اینکه آلودگی های ظاهری را به یک سال دیگه نبریم داریم دست و پا شکسته خونه تکونی می کنیم.

3. ایلیا با اون زبون شیرینش شروع کرده عبارت های فعل دار میگه. مثلا وقتی آب می خواد میگه:" آبا خا " یعنی آب می خوام. اینقدر من از این پیشرفتش خوشحال شدم که با شنیدن اولین بارش از خوشحالی جیغ کشیدم!

دعا می کنم که هیچ جوانی ناکام از دنیا نره و خداوند عزیزان همه را براشون حفظ کنه.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱٧ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ توسط lili نظرات () |

در غم از دست دادن عزیزی به سوگ نشسته ایم. شوهر خواهر رضا در سن 30 سالگی ناباورانه از بین ما پر کشید و برای همیشه به خاطره ها پیوست. برای شادی روحش و صبر خانواده اش دعا کنید چون باور مرگش واقعا سخته. روحش قرین آرامش حق

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٧ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ توسط lili نظرات () |

Design By : nightSelect.com